خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

آسیب شناسی روند انتخاب رشته های دانشگاهی بدون توجه به بازار کار

بسم الله الرحمن الرحیم

منطبق نبودن رشته های تحصیلی با نیاز بازار کار، یکی از معضلات بزرگ جامعه دانشگاهی ماست که گریبان گیر بسیاری از دانشجویان و فارغ التحصیلان کشور است. فردی که چندین سال عمر خود را برای تحصیل در دانشگاه در مقاطع مختلف کارشناسی،کارشناسی ارشد و حتی دکتری صرف می کند بعد از دریافت مدرک و فارغ التحصیلی ، باید به دنبال کار مناسبی باشد. زمانیکه با نگرش دقیق و همه جانبه، رشته ی تحصیلی اش را با بازار کار موجود درجامعه مقایسه میکند؛ تازه به این مسأله پی می برد که برای رشته ی تحصیلی ای که چندین سال برای کسب مدرک آن ،روز و شب را زحمت کشیده بود و درتمام این دوران خواب و استراحت کافی نداشته است و این ساعات از عمر خود را با دلهره و اضطراب گذرانده است ،بازار کاری وجود ندارد و بابت این وقت تلف شده ی خود افسوس  می خورد که در این صورت نه راه پس دارد و نه راه پیش...

متاسفانه با این وضعیت تعداد افرادی که در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش، مدرسه، پس از آن،آموزش عالی، دانشگاه، با هیچ گونه مهارتی در زمینه های فنی و حرفه ای آشنا نشده، بلکه در کسب و کار هم فاقد مهارت های خاصی هستند، افزایش می یابد.

"مهدیه. ر"فارغ التحصیل رشته ی پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه تهران  در این باره می گوید : ((موضوع دیگر علاوه بر عدم کسب مهارت های خاص و کاربردی در زمان تحصیل ، این است که افراد فارغ التحصیل جستجوی شغل، به سبب داشتن مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد ، دارای توقع بسیار بالا در زمینه ی کار و درامد شده اند. به گونه ای که به انجام برخی کارها تمایل نشان نمی دهند و همین مسأله خود مزید بر علت شده تا بسیاری از فرصت های شغلی را ازدست بدهند.در سال های اخیر، با بیکاری بسیاری از دانش اموختگان مراکز آموزش عالی روبرو هستیم که  متناسب نبودن رشته ی تحصیلی با نیاز بازار کار،سپری نکردن دوره های فنی و حرفه ای دردوران دانشگاهی و از همه مهم تر آشنا نبودن دانشجویان با نیازهای بازار کار ، همگی دست در دست هم داده اند تا امروزه  قشر تحصیل کرده ی جامعه بیشترین جامعه ی آماری بیکاران را به خود اختصاص دهد. ))

سوال محور یا مدرک محور

موضوع دیگری که زیر مجموعه ی این بحث قرار می گیرد این است که دانشجو در انتخاب رشته ار خود غفلت نشان می دهد. زیرا آن زمان هدف خاصی ندارد یا حداقل به ان فکر نکرده است. بلکه تنها فکری که ذهنش را درگیرخود می کند این است که فعلا فقط ادامه ی تحصیل دهد. درباره این موضوع باید گفت که اغلب دانشجویان به فکر آینده ی شغلی خود در همان رشته ی تحصیلی نیستند به همین دلیل پس از اتمام تحصیلات با حالتی سرگردان، در جستجوی شغل مناسب هستند.

"معصومه.م"دانشجوی رشته ی حقوق از دانشگاه آزاد اصفهان در این باره این بحث را مطرح می کند که : ((باید موضوع را در دو وجه، اسیب شناسی کرد:

اول اینکه سیستم آموزشی حاکم بر جامعه، سوال محور نیست و این مورد باعث می شود که ذهن دانشجو یا دانش اموز خلاق تربیت نشود و این عمل به تنهایی قدرت خلاقیت و نوآوری را از فرد می گیرد.

دوم این که دانشجویان عصرحاضر گرایش فراوانی نسبت به مدرک گرایی دارند تا  کسب مهارت در زمینه ی کار و کسب درامد.به همین دلیل بیماری مزمن و قابل شیوع مدرک گرایی امروزه در حال پیشرفت در جامعه است که اغلب دانشجویان به دنبال گرفتن مدرک تحصیلی هستند.))

وی در ادامه ی صحبت های خود این موضوع را پیگیری می کند که : (( ادامه ی چنین روندی در سیستم جامعه  سبب می شود که نه تنها دانشجویان از ذهنی خلاق و نوآور برخوردار نگردند بلکه راهی بدون غایت با سرگردانی طی کنند و با همین حالت وارد بازار کار شوند و این سرگردانی هم چنان ادامه خواهد داشت.))

علوم انسانی ، چرخ حرکت جامعه

پس از پرداختن به مسائل مربوط به عدم کارایی رشته های تحصیلی  در بازار کار کمی هم به اهمیت رشته های علوم انسانی  و در عین حال مهجور ماندن این دسته از علوم می پردازیم.

علوم انسانی از ان جایی که از اسم ان مشخص است با بشر ( انسان ) سرو کار دارد و به همین دلیل با بقیه ی علوم متفاوت است. البته این تفاوت ها در تاریخ کاملا قابل اثبات است. در این باره رویکرد های متفاوتی وجود دارد من باب اینکه باید سعی بر پرهیز ار رویکرد های ناقص و یک بعدی کرد و به سمت واقع نمایی رفت.

علوم انسانی سر نوشت کشور ها را در رسیدن به قله های توسعه یا واماندن و عقب افتادگی آنها را رقم می زند و همین پیشرفت جامعه، خود منوط به داشتن مهارت  در رشته های علوم انسانی و هم چنین کسب معرفت های  لازم برای توسعه ی کشور است و نباید به این علوم دید تک محوری داشت.

علوم انسانی ،علومی جهت دهنده و در عین حال فکر ساز است و مسیر و مقصد حرکت جامعه را مشخص می کند. به همین دلیل می توان بیان کردکه یکی از مهم ترین راهکارهای پیشرفت ایران که کشوری در حال توسعه است،الگویی لازم است که مقصد و مسیر بر اساس ان روشن می شود و تعیین الگو ها بر عهده ی علوم انسانی است.علوم انسانی به گونه ای مزیت برای ایران در حال توسعه محسوب می شود زیرا کشور هایی که اکنون به توسعه دست یافته اند از ابتدا به فلسفه ی رشد می اندیشیدند چون این تفکر خود نیز موجب توسعه می گردد.

کشور ما در زمان پیروزی انقلاب به آن درجه از سطح درک  مفاهیم علوم انسانی از قبیل :نظریه پردازی،تولید دانش و تصمیم های صحیح سیاستگذاری بر مبنای نظری و تحقیقات هدفمند رسیده بود که توانست بعد از چندین دهه ،انقلابی را در سطح جهان بوجود آورد که منشا ان تکیه بر علوم انسانی است.

 "رویا.م "  دانشجوی رشته ی مشاوره  از دانشگاه امیر کبیر می گوید: ((علی رغم اهمیت و تاثیر گسترده ی علوم انسانی بر  قسمت های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ،وضعیت گذشته و حال این قضیه بسیار تاسف بر انگیز است.این علوم که از غرب وارد کشور شده و از انجا که نویسنده های این مجموعه ها از علوم و اندیشه های اسلامی بی بهره یا کم بهره بوده اند.تمام ان چیزی که در متون غربی بوده کاملا مورد پذیرش قرار گرفته و به شکل های مختلف وارد کشور شده اند و همین تعالیم عینا به افراد اموزش داده می شود و در واقع موجب شکاکیت و تردید نسبت به اعتقاد و ارزش ها می شود. یکی دیگر از این معضلات این است که اگر بگوییم بسیاری از کتاب هایی که در دانشگاه  تدریس میشود مربوط به زمان های دور است، بی راهه نگفته ایم.))

" شهلا.ش " دانشجوی رشته ی ادیان دانشگاه الزهرا در این باره می گوید : (( درست است که تاکید بسیاری برای تحصیل و آموختن و پی بردن به علوم انسانی می شود، اما این علم بیش از پیش مهجور مانده است و به دلیل توجه بیش از اندازه به رشته های فنی، باز هم بازار کاری برای رشته های علوم انسانی وجود ندارد.))

تحصیل،کسب مهارت،عمل...مثلث موفقیت

مسولین می توانند با تجزیه ،تحلیل و نقد و بررسی این گونه مسائل ،راه کارهایی را برای ورود مبانی کاربردی در دروس مختلف در دانشگاه ارائه دهند تا دانشجو پس از پایان دوران تحصیل حداقل در بخش های فنی و حرفه ای مهارت خاص را کسب کرده باشد .در ضمن درباره بسیاری از رشته هایی که در جامعه گسترش  یافته اند، می توان گفت که حداقل تا چند سال آینده دراین گونه رشته ها با کمبود نیرو مواجه نیستیم که در این باره لازم است مسولین با بررسی های کارشناسانه ،چنین رشته های را شناسایی کنند و از پذیرفتن دانشجو درآن رشته ها خود داری کنند ودر مقابل هم با بالا بردن ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های دیگری که نیاز بازارکار امروز است اهتمام جدی داشته باشد .

آفت مدرک گرایی و بی توجهی به آینده رشته های تحصیلی با فرهنگ سازی و نیز آگاه کردن قشر محصل در مقاطع مختلف قابل پیشگیری است و در کنار آن ارائه بیشتر واحدهای عملی و آزمایشگاهی در رشته های مختلف و نیز مباحث عملیاتی در علوم انسانی علاوه بر دروس تئوری، می تواند به نوبه ی خود باعث جلوگیری از عقب ماندگی از قافله پیشرفت می شود.

 

 

 مریم شهسواری


٢٣:٤٨ - شنبه ٢ اسفند ١٣٩٣    /    عدد : ٤٢١٠٦٠    /    تعداد نمایش : ٥١٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
4661: بازديد کنندگان اين صفحه
56: بازديدکنندگان امروز
263863: کل بازديدکنندگان
0.73: زمان بارگداری صفحه