خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

بررسی تطبیقی نظام آموزشی حوزه و دانشگاه و نقش متقابل آنها در برابر یکدیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش حیاتی تعلیم و تعلم، بر کسی پوشیده نیست. در فرهنگ ایرانی - اسلامی نیز به این مهم توجه فراوان شده است، همچون مصرع معروف « زگهواره تا گور دانش بجوی» با تلمیح به حدیث نبی مکرم اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) و یا حدیث امام صادق (علیه السلام) که فرمودند: «دوست ندارم جوانان شما را جز در دو حالت ببینم: دانشمند یادانشجو. اگر (جوانی) چنین نکند، کوتاهی کرده و اگر کوتاهی کرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه کرده است و اگر گناه کند، سوگند به آن که محمّد(ص) را به حقّ برانگیخت، دوزخ جایگاه او خواهد شد.»

در کشور ما، این نقش اساسی به طور عمده، بر عهده ی حوزه و دانشگاه است. همراهی واژه ی حوزه در کنار دانشگاه، خاطره ی آیت اللهِ شهید، دکتر محمد مفتح را تداعی می نماید. ايشان در حاليکه استادی بزرگ در قم بودند، پا به عرصه آموزش عالی گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصيل دادند و در طول عمر با برکت خود در راستای وحدت میان اعضای دانشگاه و حوزه، کوشش بسیار کردند. این تلاش ها درجهت خنثی نمودن توطئه های دشمنان برای جدایی افکنی میان قشر حوزوی و دانشگاهی صورت گرفت. اما به راستی چرا دشمن در پی چنین هدفی بود و هست؟

به نظر می رسد با توجه به وظیفه ی مشترک تعلیم افراد که توسط این دو مرکز آموزشی انجام می پذیرد، نگاه تطبیقی و مقایسه ای در آن ها بسیار ضروریست. البته خوب است بر اساس سخنان رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالی) تبیین بنماییم که : «موضوع دانشگاه، به خودیِ خود یک موضوع مهم است؛ همچنانکه موضوع حوزه علمیه هم، به خودی خود یک موضوع اساسی و مهم است. وقتی ما وحدت حوزه و دانشگاه را عنوان میکنیم، بدیهی است مقصود این نیست که این دو را در عالم واقعیت به یک چیز تبدیل کنیم. این را همه میفهمند: نه امام(ره) و نه دیگر بزرگواران نخواستند بگویند که دانشگاه ها جمع شوند و قم بروند، یا شعبه هایی از حوزه قم شوند. یا اینکه حوزه قم جمع شود و بیاید در دانشگاه ها حل گردد، یا شعبه ای از آنها شود. هیچکس این را نخواست و مطرح نکرد. مسأله این است که ما دو نهادِ اصیلِ دانشجویی داریم. یکی متوجّه به کسب علومِ مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری در مباحث دینی و نوآوری در فهم مسائل روز و حادث شونده در زندگی است، که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسائل دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شؤون زندگی.این گروه، این را باید فراگیرند؛ احکام جدیدش را تحقیق کنند؛ ناخالصی ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب، در هر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی، به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این، وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش «حوزه علمیه» است.

 نهاد دانشجوییِ دیگر، ناظر به اداره امور زندگی مردم، منهای مسائل مربوط به دین است. شناسایی های گوناگون لازم است، تحقیق در امور زندگی مردم لازم است. علوم مختلف و انواع و اقسام دانش ها، برای بهتر کردن و راه انداختن زندگی مردم وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیری این دانش هاست که اینها را فرا گیرد و در آنها متخصّص و صاحبنظر شود؛ درباره آنها تحقیق کند و آنها را برای پیاده شدن در جامعه آماده نماید؛ تحقیقات نوِ دنیایی را جذب کند و خودش به نوبه خود، تازههایی در این دانشها بیافریندو به بشریت عرضه کند.[1]»

آشنا تر با حوزه

طبق مصوبات کمیته ی علمی شورای عالی حوزه ی علمیه ی قم، برای حوزه ها چهار مرحله ی تحصیلی پیش بینی شده است:

1)   مرحله ی عمومی ، به مدت شش سال، شامل دو مرتبه ی مقدماتی و سطح یک

2)   مرحله ی پایه تخصص ، به مدت چهار سال (سطح دو)

3)   مرحله ی تخصص (دوره ی اول خارج) ، به مدت چهار سال

4)   مرحله ی اجتهاد (دوره ی عالی خارج) ، به مدت چهار سال

در مرحله ی عمومی، طلاب با هدف تربیت شدن برای تدریس و تبلیغ جهت ارائه ی معارف اسلامی در سطح مدارس راهنمایی و متوسطه ی کشور یا محیط های کوچک روستایی و شهری به تحصیل می پردازند. در این مرحله در راستای ادامه ی تحصیل در سطوح بالاتر نیز آمادگی کسب میکنند.

مرحله ی دوم، یعنی پایه ی تخصص، طلاب را برای تبلیغ در سطح شهرستان و یا فعالیت به عنوان مدیر سازمان های فرهنگی و اجرایی تربیت میکند. در مرحله ی تخصص، هدف آماده شدن برای تبلیغ در سطح دکتری دانشگاه ها و استانی است و در دوره ی اجتهاد، طلاب برای رسیدن به درجه ی استنباط احکام شرعی از ادله فقهی و اصولی تلاش میکنند.

طلابی که دوسال درس خارج خوانده باشند، طبق مقرراتی خاص و پس ازپشت سر گذاشتن آزمون هایی، میتوانند در دوره های تخصصی حوزه اعم از تبلیغ، قضا و ... به تحصیل مشغول شوند.

طی سال های اخیر، در راستای تاکید مقام معظم رهبری، تحولاتی در نظام آموزشی حوزه به وقوع پیوسته است. از جمله ی این تغییرات ایجاد رشته های تخصصی برای جذب و سپس سوق دادن طلاب مستعد به سوی مراکز آموزش عالی، برای تقویت رشته های علوم انسانی دانشگاه ها می باشد.

تحصیل و تدریس حوزوی

طلاب برای کسب توفیق در مسیر تحصیل، در هر جلسه باید مراحلی را پشت سر بگذراند.

مرحله ی اول ، «پیش مطالعه» میباشد. معنای کلی این عبارت واضح است . حد بالای پیش مطالعه این است که طلبه تلاش کند در مسئله ی مورد بررسی به یک قضاوت دست یابد.

در مرحله ی بعد، گام «پیش مباحثه» پیش روست. مباحثه به معنای بررسی درس جدید است که توسط گروه های طلاب صورت میگیرد. اگر این عمل قبل از تدریس استاد صورت گیرد، به آن پیش مباحثه میگویند. این مرحله سطوح متفاوتی دارد. در سطح ابتدایی ، بحث درباره ی مطالبیست که به طور معمول ارائه میشود و  قدم بعدی، اظهار نظر کردن و قضاوت در مورد موضوع است. پیش مباحثه هم چون پیش مطالعه در راستای آماده نمودن طلاب برای فراگیری درس بسیار مفید است، اما متاسفانه به اندازه ی مباحثه، در بین آن ها رایج نیست.

مرجله ی بعدی، «حضور در درس» است. به این صورت که پیش از تدریس درس جدید، خلاصه ی مباحث گذشته توسط یکی از طلاب یا شخص استاد، بازگو میشود.

همانطور که انتظار میرود گام بعدی «مطالعه» است.

مرحله ی پنجم «مباحثه» میباشد که در بخش پیش مباحثه به توضیح آن پرداخته شد.طلبه در این مقطع باید در کیفیت ارائه ی مطلب بیندیشد . اشکال ها و ابهامات را شناسایی کرده و در جهت رفع آن ها پاسخی مطرح کند. برای فعال بودن مباحثه دیگران هم به نقد و بحث می پردازند. این نوعی تمرین برای تدریس آینده است. مباحثه ارزش های آموزشی بسیاری دارد.

طلاب نیز مانند سایر افراد جویای علم، در مراحل مختلف به تنظیم و یادداشت مطالب می پردازند. آن ها هم همچون دیگران در انتهای هر سال تحصیلی مورد آزمون واقع می شوند.

نکته ی قابل توجه در تحصیل حوزوی، آزادی عمل طلاب درمورد انتخاب استاد و تعداد دروسشان می باشد. البته بدیهیست که باید در این عمل توجه کافی داشته باشند. برای مثال استادی را برگزینند که از لحاظ سطح علمی برای آن ها مفید باشد و بتواند ابهامات و اشکالات آنان را رفع کند.

شیوه ی تدریس حوزوی هم مراحل گوناگونی دارد که از جمله ی مهم ترین آن ها پاسخگویی به سئوالات شاگردان است.

مشکلاتی در راستای تحصیل حوزوی وجود دارد. همچون عدم وجود مقررات جدی آموزشی، تعطیلات زیاد و...

 در زمینه ی مفاد آموزشی نیز، انتقادهایی جدی مطرح میشود. از جمله:

    قدمت طولانی

    غیر آموزشی بودن متون

    در بر نداشتن نظرات جدید

    و...

آشنا تر با دانشگاه

در دانشگاه سه مقطع آموزشی مشخص و به هم وابسته وجود دارد:

1)   کارشناسی، چهار سال

2)   کارشناسی ارشد، دو تا سه سال

3)   دکتری، سه تا شش سال

نظام دانشگاهی بصورت ترمی واحدی می باشد .دانشجو در مراحل تحصیل خود، باید تعدادی مشخص از واحدهای درسی را بگذراند و با مقرراتی نیز روبروست. از جمله اینکه به ازای هر 17 جلسه کلاس، مجاز به داشتن چهار جلسه غیبت می باشد و در غیر این صورت موظف است مدارکی را مبتنی بر موجه بودن عدم حضور خود ارائه نماید.

و مثالی دیگر اینکه در صورت اخذ معدل 17 به بالا ، می تواند 20 تا 24 واحد درسی را در نیم سال بعدی انتخاب نماید.

استادان دانشگاه در مورد نحوه ی تدریس آزادی عمل بیشتری دارند. البته عمده ی استادان به شیوه ی سخنرانی درس را آموزش می دهند و در این صورت دانشجویان مشارکت کمتری در حین تدریس خواهند داشت. استاد باید به تحریک دانشجو در راستای ارائه ی مقاله و انجام پژوهش های علمی بپردازد.

در پایان هر نیمسال تحصیلی، دانشجویان مورد ارزشیابی واقع میشوند.

یکی از تفاوت های دانشجو با طلبه، در زمینه ی انتخاب استاد است. دانشجو در انتخاب استاد آزادی عمل ندارد و باید طبق برنامه های دانشگاه عمل کند. مگر اینکه در طول یک نیم سال تحصیلی، درسی توسط چند استاد ارائه شود که در این صورت هم گستردگی حوزه ی انتخاب دانشجو نسبت به طلبه، کمتر است.

از آفات تحصیل دانشگاهی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

گسترش مدرک گرایی، انعطاف پذیری کم در مقررات آموزشی، آزادی کم داشنجو در راستای انتخاب درس و کتب و...

مقایسه ی تطبیقی حوزه و دانشگاه

اولین مسئله ای که مورد توجه واقع می شود، تفاوت طول تحصیل در حوزه و دانشگاه است. اما به طور کل مقایسه ی این دو نظام آموزشی، بسیار گسترده است و در حین قیاس باید به نکاتی مهم توجه کرد. از جمله اینکه سطح مقدماتی حوزه همچون دوران پیش از دانشگاه است. پس مقایسه از سطح یکِ حوزه به بعد صورت میگیرد و همچنین باید توجه داشت این عمل در مورد رشته های مشابه حوزه در دانشگاه صورت میگیرد.

در اینجا به ذکر نکاتی چند پرداخته می شود:

    برنامه ی آموزشی حوزه ، انعطاف پذیر است، اما در دانشگاه برنامه ی تقریبا یکسانی به تمام دانشجویان ارائه میشود.

    طلاب نسبت یه دانشجویان هدفمند تر مطالعه میکنند. متاسفانه در سطح دانشگاه هدف از آموزش یک درس برای برخی اساتید و دانشجویان نامعلوم است واین مانعیست در راستای مطالعه ی عمیق آن.

    نقش طلاب در یادگیری، نسبت به دانشجویان فعال تر است.

    متاسفانه تراکم بیش از حد دروس دانشگاهی ، سبب سطحی خواندن و فراموشی زودرس میگردد، اما در حوزه به علت محدودیت تعداد دروس، از این امر جلوگیری میشود.

    مفاد درسی دانشگاهی، علاوه بر منابع قدیمی که ضروری نیز می باشند، شامل منابع جدید می باشد که سبک نگارش نوینی دارند. اما کتب درسی حوزه شامل آرا و نظریات قدیمی است که گاهی به نقد یکدیگر نیز می پردازند.

    به علت یکسانی ساختار آموزشی در دانشگاه، افراد با رعایت ضوابطی میتوانند از یک دانشگاه به دانشگاه دیگری منتقل شوند . اما انتقال طلاب تنها از طریق مرکز مدیریت حوزه ی علمیه ی قم صورت میگیرد.

    جدی بودن مقررات تحصیلی در دانشگاه (نظیر محدود کردن تعداد دروس دانشجویان ضعیف، مشروط و یا اخراج نمودن و ...) در مقابل عدم جدیت مقررات آموزشی حوزه قرار میگیرد که این امر بعضا سبب طولانی شدن دوره ی تحصیل طلاب میشود.

    استفاده از تکنولوژی های آموزشی و روش های نوین در دانشگاه نسبت به حوزه فراگیر تر است.

چه باید کرد؟

به نظر می رسد نظام آموزشی حوزه و دانشگاه، مکمل یکدیگرند. برای مثال با به کار گیری تکنولوژی های آموزشی در حوزه، می توان کیفیت تدریس را بهبود بخشید و یا با تغییراتی در شیوه ی تدریس دانشگاهی، می توان مقدمات شرکت فعال دانشجویان حین تدریس را فراهم کرد.

در صورت همکاری حوزه و دانشگاه با یکدیگر و ارتباط مناسب این دو مرکز آموزشی، امید است اقداماتی در راستای بهبود کیفیت علم آموزی در کشور اسلامی ایران، انجام پذیرد. از جمله می توان به اسلامی کردن علوم و استفاده ی متقابل دو مرکز از تجربیات موفق و ناموفق یکدیگر نام برد.

بال های انسانیت

دو نظام آموزشی حوزه و دانشگاه دو بال پرواز به سوی قله های علم و پیشرفت هستند که تعامل به جا و مناسب این دو در راستای رشد نظام آموزشی کشور قطعا موثر خواهد بود.

" انسانِ امروز، از این نظر(معنویت) عقب مانده است. دستش خالی است. معنویّت در دنیا نیست. جهت گیری درست، نیست. برای همین است که دنیا پر از ظلم و جور است. افسوس که بعضی، مطلبی به این وضوح را نمیفهمند! مگر این دنیا مال بشر نیست؟! مگر این علم و پیشرفت برای این نیست که انسان از آنها استفاده کند؟! وقتی ما میبینیم در دنیا وضعی است که اکثر انسانها، روزبه روز بدبختتر میشوند و عدّه ای با همان ابزار پیشرفتهای علمی که مال انسان است، بر انسانیّت اینگونه فشار میآورند، این کافی نیست که کسی بفهمد یک بال انسانیّت شکسته و افتاده است؟!

این، بال معنویّت است. اگر ما هم در جامعه خودمان، جنبه معنوی را ندیده بگیریم؛ آن را حذف نماییم، یا کوشش کنیم از صحنه خارجش کنیم، همین خواهد شد[2]."

 محدثه سادات نبیان

 



[1] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از طلاب و دانشجویان، 1372/09/24

[2] . همان


٢٣:٥٧ - چهارشنبه ١٣ اسفند ١٣٩٣    /    عدد : ٤٢٤١٦٣    /    تعداد نمایش : ٨٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
4654: بازديد کنندگان اين صفحه
45: بازديدکنندگان امروز
263852: کل بازديدکنندگان
0.82: زمان بارگداری صفحه