خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

فرهنگی که عین هویت ماست

بسم الله الرحمن الرحیم


سخن گفتن از خلا موجود میان امت ما قصه ی پر غصه ای است که دارای شاخه های فراوانی است و به دشواری می توان همه جنبه های ان را مورد بررسی قرار داد.

ورود٫حمله٫ تهاجم غرب به همه چیز ما یعنی به فرهنگ ما جنگ نرمی است که بارها راجع به ان صحبت شده و مهم ترین دغدغه های رهبر معظم انقلاب نیز بوده است.

ویژگی دیدگاه های اسلامی و تا حدی ایرانی واقع گرایی همسو با توانایی ادراکی ٫فطری ٫ عملی و نیز گرایش های طبیعی نهفته در فطرت ادمی در پاسداری از انسان و معنا بخشیدن به زندگی انسان است. مهم ترین گرایش های یاد شده میل انسان به قدرت مطلق حق تعالی و دینداری برای او و یاری گرفتن های  حیاتی از وجود مطلق اوست. آیا ما و میراث عقیدتی ما این روزها همه این عمق و صفا را حفظ کرده؟هرگز٫ باید اعتراف کنیم که ما ایرانیان شیعه به استثنای لحظات  درخشانی که از سر گذراندیم ـ کثرتمان در خواب فکری عمیقی به سر میبریم و این خواب و بی خبری زمینه های طبیعی نفوذ اندیشه های غربی زرق  و برق داری که  ما را نشانه گرفته اند٫ فراهم اورده است.

چه بسا سخن گفتن از استکبار جهانی و اهداف و شیوه های ان در این راه سخن تکراری باشد ولی ضرورت دارد که همواره ان را تکرار کنیم و به یاد اوریم همچنانکه  ضروری است که انسان مسلمان همواره ترفند های شیطان را بخاطر داشته باشد که (انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم)(سوره اعراف ۲۷)(....در حقیقت او و قبیله اش شما را از انجا که انها را نمی بینید ٫میبینند....)و از او به خدای متعال پناه جوید و همواره در عمل شیطان را سنگسار کند.

پاسخ این سوال که هویت چیست؟مرز را مشخص می کند.  مرز که مشخص شد انسان حدود رادرمییابد و حدود حرمت می اورد باید هویتمان  را باز پس گیریم، باید برایش مرز بگذاریم و دیوار بکشیم باید حد مشخص کنیم تا حرمتمان شکسته نشود که اگر حرمتمان شکسته شود روزی از خواب غفلت بیدار می شویم که دیگر هیچ برایمان نمانده و دشمن با ابزاری که به دست خودمان داده هویتمان را به دست خودمان ویران کرده است.

تاکید میکنم که اگر خلایی که گرفتار ان شدیم نبود.دشمن هرگز نمی توانست به میان ما نفوذ کند زیرا شریعت ما خود محکم ترین دژ و قلعه حفاظتی اخلاقی و عقیدتی و عملی، البته در صورت عمل به احکام قران کریم، برای پاسداری در برابر یورش ها و نفوذ هاست.

رخنه فکری و رفتاری غرب در جهان اسلام، اشکال و گونه های متفاوتی از جمله اقتصادی ٫ رسانه ای٫ تبلیغاتی ٫ سیاسی و نظامی بخود گرفته و شیوه ها و روش های فراوانی دارد. البته شاید بتوان ادعا کرد که از ابتدا دقیقا نفوذ فرهنگی مد نظر نبوده است، زیرا انسان غربی به رغم  ادای اینکه دارای رسالت فرهنگی و انسانی است به فرهنگ نمی اندیشد، او از خاستگاه حس استکباری خود و سلطه بر خلق ها و غارت و چپاول منابع انان  حرکت می کند منظور از همه اینها سلطه اقتصادی است و نفوذ فرهنگی بقای  انرا و دخالت سیاسی و اشغال نظامی نیز تداوم انرا تضمین می کند.

گفتیم هویت و بیان کردیم ان چیزی که در تهاجم فرهنگی بر ان تاخت می شود هویت است.

هویت تلقی از ((خود))یا خود اگاهی فردی و جمعی است و انگاه که در برابر ((دیگری))و دیگران ترسیم می شود ماهیت یا وجه تمایز ((ما))از((دیگران))است و معرف مجموعه عناصر و ویژگی هایی است که ((دیگران)) فاقد ان و ((ما)) واجد ان می باشیم. هویت٫ ترکیبی از جسم و روح تاریخی ماست که هر یک بدون دیگری امکان تعین نمی یابد.

جوهره هویت ملی ما در سند مولفه های هویت  که مصوب ۲۱/۱۲/۱۳۸۶ در  جلسه ۴۷۸ شورای فرهنگ عمومی است ۷ عنوان دارد.

اول : روح معنویت تعبد و توحید.   دینداری بر محور یکتا پرستی در ایران سابقه ای به درازای تاریخ این سرزمین  دارد ایرانیان باستان چه در دوران دینی و چه در دوره اساطیری موحد بوده اند و هیچگاه تعدد و کثرت  مبدا افرینش را نپذیرفته اند.

دوم: اسلام مبتنی بر معارف قران و مودت اهل بیت(ع).. اسلام به عنوان دین رسمی کشور از مقومات هویت ایرانی است ایرانیان ایین اسلام را چون گوهری گران مایه از جان  و دل پذیرفتند و با ان در امیختند انان رستگاری و نجات را در فهم و عمل به سیره پیامبر  و خاندان وحی و پیروی صادقانه از انان می دانستند و قول و فعل و تقریر معصومان را تفصیل و تفسیر قران کریم ٫این معجزه ماندگار الهی ٫ قلمداد می نمودند.

سوم: ولایتمداری ..ثمره روح ولایت و کشش به سوی پرهیزگاران و دوستداران خدا. تشکیل حکومت صالحان و قبول حاکمیت پاکان بر جامعه است مشروعیت نظام اجتماعی نیز موهبتی الهی است  چرا که اولویت در ولایت احقیت در ولایت را منجر می شود  لذا پس از انقلاب شکوهمند اسلامی این اندیشه خود را در الگوی ممتاز ولایت فقیه بازیافت و این کشش هویتی ایرانیان را پاسخ داد این الگو خصوصا زمانی که در قامت عالم و عارف کاملی چون امام خمینی (رحمته الله علیه) متجلی شد به شناسنامه انقلاب بدل گشت چرا که این انقلاب بی نام خمینی درهیچ جای جهان شناخته شده نیست.لذا انس و نسبت وثیق همه اقوام و گروه های ایرانی به معمار کبیر انقلاب  اسلامی شاهد زنده و تجلی گویای این مولفه است.

چهارم: سرزمین ایران.. گرچه اطلاق نام ایران به کشوری که اکنون در ان به سر میبریم صورت گرفته است اما از یاد نبریم که نام و خاطره ایران سابقه طولانی دارد و در ذهن حافظه قومی مردم سرزمین ما از دیرباز زنده بوده است این سرزمین معنایی فرهنگی و انسانی و نه جغرافیایی و مرزی است و مفهومی بسیار عمیق تر از مفهوم دولت-ملت مدرن را تداعی می کند.

پنجم: زبان و خط پارسی..زبان به عنوان یک عنصر تمایز بخش از مولفه های هویت ملی است .خط فارسی نیز بستر و حافظ امین و رمز کمال زبان فارسی است و از همین جهت همراه همیشگی این مولفه هویتی ایرانیان است.

ششم: تمدن و تاریخ ایران .. حافظه تاریخی هر ملت راهنمای اینده اوست . این حافظه تاریخی در مسیر عبور از گذشته تا به حال فراز و فرود های بسیاری را تجربه می کند. بهره گیری از نقاط قوت گذشته و اصلاح ضعف های ان مسیر حال و اینده را روشن تر خواهد ساخت ملتی که از گذشته خود پند گیرد در دنیای کنونی می تواند به شیوه های صحیح زندگی کند و به اینده ای بهتر امیدوار باشد.

هفتم: مهدویت انتظار و رسالت تاریخی ایرانیان..یکی از ویژگی های بر جسته و قابل توجه هویت ملی ایرانیان اعتقاد انان  به ظهور موعود و منجی عالم و انتظار توام با زمینه سازی برای این ظهور است اداب عمومی و حکمت تاریخی مردم ما به نحوی کوشش مصرانه برای بستر سازی ظهور و انتظار فعال در این عرصه است الگوی کامل و جامع این موعود گرایی در فرهنگ ناب شیعی و مهدویت به ایرانیان عرضه و بستر امید سازندگی و اینده گرایی انان شد.قراعن تاریخی و ادله مختلف نشان می دهد که  برای ملت ایران وظیفه مهم و خاصی در ارتباط با ظهور مقدر گردیده است.

این  هفت مورد مولفه های هویت ملی ما ایرانیان است که تمام تهاجم و یورش دشمن به هدف تخریب این مزیت های ملی است.

تساهل  و تسامح

تسامح که به معنای رخصت دادن و اسان گیری به دور از منطق در امور می باشد از جمله موضوعاتی است که در حوزه های مختلف اقتصادی ٫اجتماعی فرهنگی و... قابل طرح می باشد. متاسفانه ان چه  در فضای فرهنگی ما مشهود است این است که اصل بر تسامح و تساهل در این حوزه حیاتی گذارده شده و بسیاری از مسایل جدی  گرفته نمی شود و به تعبیری  موضوع تسامح وتساهل به یک فرهنگ -نماد روشنفکری - بدل گشته است که برای جامعه ما بسی خطرناک و زیان بار  می باشد .و باید مسئولین  را هشدار داد که از خواب خرگوشی بیدار شوند و گر نه دیری نمی پاید که مرزها شکسته شده و هویتمان تصرف می شود.

نباید فراموش کنیم که اصولا جنس انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است و قانون اساسی ما نیز بر این نکته تاکید دارد که فرهنگ اسلامی باید مدار تمام شیون نظام جمهوری اسلامی باشد. از سوی دیگر تمام دشمنان ما از اغاز تا کنون به ویژه در دهه های اخیر سرمایه گذاری های وسیعی با تمام امکانات برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی از بعد فرهنگی دارند اگر اسیب شناسی و ارزیابی درباره مساله فرهنگ داشته باشیم می بینیم که برای سایر حوزه ها بیش از حوزه فرهنگ سرمایه گذاری شده است در حالی که موفقیت در بخش های گوناگون منوط به پیشرفت و تعالی در حوزه فرهنگ است در مقررات ٫عزل و نصب ها در فرهنگ عمومی و درفضاسازی فرهنگ عمومی و در یاری رساندن به نهاد های فرهنگی و اختصاص بودجه به بخش فرهنگ وظیفه دولت و مسئولان نظام اسلامی است که به این موارد توجه داشته باشند.

مدیریت فرهنگی متغیر مستقلی است که می تواند  در جهت فرهنگ مصرفی یا  صنعت  فرهنگ  به این معنا که بعضی مسایل را جذاب و بعضی دیگر را درجه دوم اهمیت تبیین نماید گام بر دارد و یا تفکری خاص را القا نماید هم چنین مدریت فرهنگی را می توان علم  و هنر اداره سازمان ها و موسسات متولی امور فرهنگی به منظور ایجاد تغییر و تکامل در فرهنگ جامعه معرفی کرد .حوزه فرهنگ به علت حساسیت خاصی که دارد  حتما باید به صورت هماهنگ مدیریت شود زیرا در غیر این صورت خساراتی که میبیند از حوزه های دیگر بیشتر است و ساماندهی و مدیریت کلان  دستگاههای فرهنگی و برقراری ارتباط بین این دستگاه ها  و اسیب شناسی نرم افزاری به معنای اسیب شناسی قوانین و مقررات ناظر بر عملکرد دستگاه های فرهنگی و اسیب شناسی سخت افزاری به معنای اسیب شناسی ساختار و عملکرد این دستگاه ها در راستای انجام بهتر وظایف مدیریت فرهنگی است.

مراحل مدیریت فرهنگی در حوزه خرد یا کلان متشکل از فعالیت های منظم است که ان ها عبارتند از ۱.شناخت وضعیت موجود ۲. شناخت وضعیت مطلوب  ۳. شناسایی راه حل های اصلی و جایگزین ۴. گزینش بهترین راه حل ها ۵. اجرا ۶. نظارت ۷. ارزیابی

که به نظر می رسد عمده مشکل ما اول درپژوهش وضعیت موجود و دوم در اجرا و نظارت و پیگیری حتی مصوبات است که به تصویب رسیده است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی از تعاریف تا کاربردها

شورای عالی انقلاب فرهنگی  به ریاست رییس جمهور یکی از نهاد های حکومتی جمهوری اسلامی ایران است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران با فرمان امام خمینی تشکیل شد . گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در جامعه و تقویت انقلاب فرهنگی  و اعتلای فرهنگ عمومی و تزکیه محیط های علمی و فرهنگی از افکار مادی و نفی مظاهر و اثار غربزدگی از جمله اهداف این شورا است .البته در ابتدا ستاد انقلاب  فرهنگی تشکیل گردید که بعدا به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر ماهیت داد.

در۱۹ اذر ۱۳۶۲امام خمینی طی پیامی که در بخشی از ان چنین امده ((خروج از فرهنگ بد اموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ اموزنده اسلامی  ٫ملی وانقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور ان چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق ان سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ ریشه دار غرب مبارزه کرد.))دستور تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی را صادر کردند.

شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان ستاد فرماندهی فرهنگ کشور دارای یک جایگاه ویژه و رفیع در ساختار نظام اسلامی است و این جایگاه باید با اجرای مصوبات این شورا هر چه بیشتر ارتقا یابد ٫ مسلما مصوبات شورا می تواند حلقه مستحکم برنامه ریزی های فرهنگی کشور باشد باید شورای عالی انقلاب فرهنگی در جایگاه رفیع خود یعنی مسئول اصلی فرهنگ کشور ٫ نسبت به همه فعالیت های فرهنگی کشور نظارت و اشراف داشته باشد .

همان طور که مصوبات راه گشا و موثر شورا در سال های اخیر مانند<<نقشه مهندسی فرهنگی>>و <<نظام نامه پیوست نگاری فرهنگی>> حلقه ی مستحکم برنامه ریزی فرهنگی کشور محسوب می شوند. آن چه که مسلم است نقش و وظیفه خطیر دولت در امر مدیریت فرهنگی کشور می باشد و شورای عالی انقلاب فرهنگی  طبق فرمایش مقام معظم رهبری باید بخش فرهنگ را از تغییر و تحولات  دولت ها مصون نگه دارد.

از این رو از وظایف  نگاشته و تکلیف شده شورای عالی انقلاب فرهنگی می توان به این موارد اشاره کرد :

-       تجزیه و تحلیل شرایط و جریانات فرهنگی جهان و تبیین تاثیرکانون ها و ابزار های مهم و اتخاذ تدابیر مناسب و ارائه گزارش تحلیلی جامع به شورای عالی

-       بررسی و تحلیل شرایط  و جریانات  فرهنگی کشور و سنجش نظام ارزشی جامعه به منظور تعیین نقاط قوت و ضعف فرهنگی و ارائه راه حل های مناسب

-       برنامه ریزی و هدایت فرهنگ عمومی کشور به منظور تحقق اهداف و اجرای سیاست های فرهنگی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی

-       تهیه و تدوین طرح هایی برای هماهنگ کردن کوشش های فرهنگی و هنری و تبلغس در سازمان ها و مراکز رسمی٫ فرهنگی و هنری

-       فراهم کردن زمینه کاری و هماهنگی دستگاه های دولتی در اجرای آن بخش از وظایف آنها که راجع به گسترش ٫ ارتقا٫ تعمیق فرهنگ عمومی است.

-       بررسی آثار فرهنگی مترتب بر سیاست ها و اجرای طرح ها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی به منظور اطمینان از هم سویی و عدم مغایرت آنها با اصول سیاست فرهنگی کشور

آسیب شناسی اجرایی یکی از مواردی است که باید بیشتر لحاظ شود و باید علل عدم توفیق در بعضی از برنامه ریزی ها بیشتر مورد توجه قرار گیرد. توجه به مختصات فرهنگی ما مانند موضوع تمدن اسلام و ایران و خودداری از طبعیت محض از نهاد هایی مانند یونسکو از لوازم برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی کشور است.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بارها فرمودند که: همه دستگاه های کشور باید نسبت به مصوبات شورای انقلاب فرهنگی٫ مسئولیت داشته باشند. که اگر مصوبات این شورا تنها در بایگانی ها قرار گیرد گویی مبارزه٫ هزینه و بودجه خود را صرف انهدام فرهنگ خویش کرده ایم. همچنین نهاد دیگری که منظور سیاست گذاری هدایت و نظارت بر فرهنگ عمومی کشور تشکیل شد. شورای فرهنگ عمومی زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. شورای عالی انقلاب فرهنگی شوراها و واحد هایی در زیر مجموعه خود دارد که عبارتند از :

شورای معین

شورای فرهنگ عمومی

شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی

شورای هنر

شورای فرهنگی - اجتماعی زنان و خانواده

شورای توسعه فرهنگ قرآنی

شورای تخصصی و ستاد راهبردی اجرای نقشه جامع علمی کشور

شورای تخصصی تحول و نو سازی نظام آموزشی

شورای تخصصی مهندسی فرهنگی

شورای تخصصی تحول و ارتقا علوم انسانی

شورای تخصصی حوزوی

هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی علمی

هیئت نظارت و بازرسی

هیئت عالی جذب اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مراکز آموزس عالی کشور

هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی و مناظره

کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

کارگروه مدیریت کلان دستگاه های فرهنگی

که همه این نهادها دارای اساسنامه٫ضوابط و وظایفی هستند که به صورت مستقیم با معقوله فرهنگ مرتبط هستند و هر ساله مصوبات فراوانی در حوزه فرهنگی تصویب می کنند. حال سوال اینجاست که چه می شود این مقدار هزینه زمانی و مالی از بیت المال در مرحله عمل راه به جایی نمی برد و یا بسیار اندک موفق است!

شورایی برای فضای مجازی

آقای مومن نسب، کارشناس فضای مجازی درباره این شورا توضیح می دهد: یکی از شورا های موجود که فعالیت و اساس تشکیلش بر حفظ حریم فرهنگ بوده ٫ شورای عالی فضای مجازی است. دستور تشکیل شورای عالی فضای مجازی را در ۱۷ اسفند ماه سال ۹۰ مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند٫البته قبل از آن سلسله نشست هایی در محضر ایشان تشکیل شد که نهایتا منجر به تشکیل شورای عالی فضای مجازی گردید. حتی نام فضای مجازی به انتخاب رهبری است که تا قبل از آن تاریخ به عناوین دیگری مثل فضای سایبری ٫ یا فضای تولید و تبادل اطلاعات  و غیره خوانده می شد. همچنین ترکیب اعضای حاضر در شورا توسط رهبر چیدمان و انتخاب شده. در حال حاضر شورای عالی فضای مجازی ۲۵ عضو حقیقی و حقوقی دارد که به ترکیب شورا که می نگریم روشن است که دیدگاه رهبری این است که فضای مجازی ساحتی از فضای واقعی اجتماعی است. از همین رو مثلا رئیس جمهور با همان شان ریاست جمهوری اش مدیر و سرپرست شورا است وغیره. هر ۲۵ عضو حقیقی و حقوقی حاضر در شورای عالی فضای مجازی توسط رهبر انتخاب شده اند. مثلا در شورای عالی امنیت ملی تنها ۲ نفر از اعضا را رهبری انتخاب می کنند. اما در شورای عای فضای مجازی همه اعضا توسط رهبر انتخاب می شوند که این خود اهمیت موضوع را می رساند. تفاوت دیگر شورای عالی فضای مجازی با دیگر شوراهای عالی مثل شورای عالی انتخاب فرهنگی در این است که خود به صورت مجزا بازوی اجرای دارد. در شوراهای عالی دیگر اشکالی که وجود دارد این است که بازوی اجرایی ندارند. تصویب می کنند٫ ابلاغ می کنند و متاسفانه پس از آن در بایگانی ذخیره می شود و این آسیب را رهبری با دستور تاسیس مرکز ملی فضای مجازی کشور برطرف نمودند. وقتی حرف از جامعه می زنیم به تعریف جامعه شناسان یعنی مجموعه ای از انسان ها که با هم تعامل اجتماعی پایدرار دارند می گوییم جامعه و این در فضای مجازی اتفاق می افتد . پس اجتماع شکل گرفته و وقتی اجتماع شکل می گیرد٫ قانون و فرهنگ و غیره نیز باید تشکیل شود. مهم تر از همه اینها هویت باید وجود داشته باشد و این هویت در فضای مجازی چه می شود؟ همان طور که گفتیم هویت خود فرهنگ ماست. رخنه فرهنگی چگونه شکل می گیرد؟ زمانی که فرد دچار خودباختگی شود و راه را گم کند و مرز مشخص نباشد٫ به اصطلاح آب گل آلود باشد. دشمن می تواند رخنه کند و به فرموده مقام معظم رهبری بیشترین رخنه فرهنگی هم بر اساس نا آگاهی ما اتفاق می افتد. غفلت و جهل ما و مهم تر اینکه ما از هویت خودمان دور می شویم. یعنی اگر هویت ما ثابت باشد این اتفاق رخنه و تهاجم فرهنگی در ما پیدا نمی شود. تهاجم فرهنگی هم هدف اصلی اش همین هویت است. متاسفانه در حال حاضر وقتی وارد فضای مجازی میشویم تمام این هفت مولفه هویت ملی تهدید می شود. که چرایی آن مطرح است. این بستر چه ویژگی دارد که ما نمی توانیم با هویت خودمان وارد آن شویم؟ نباید فراموش کنیم نکاتی که از هویت مطرح شد در واقع مزیت ماست نسبت به جوامع دیگر و ما هر بخش از این را که از دست بدهیم در واقع مزیتمان را از دست داده ایم. شاید یکی از مهم ترین دلایلی که ما در حال حاضر نمی توانیم با هویت خودمان وارد این فضای مجازی که گفتیم زندگی دوم و سایه ای از زندگی اول ماست، شویم این است که این زیر ساخت هایی که در فضای مجازی در حال حاضر وجود دارد متاسفانه هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارد. زیرا در کشور دیگری تولید می شود. به نظر می رسد مهم ترین فضایی که دشمن از آن رخنه می کند، فرهنگ است و سپس مثل یک ویروس ریشه فرهنگ را می جود، با جهل ما و جهل خانواده و شاید یکی از نشانه های جهل این باشد که ما با یک نگاه ساده انگارانه می آییم و وسایل ضد فرهنگ و آخرین تکنولوژی ضد ارزش را وارد خانه هایمان می کنیم. باید مرز ها را بشناسیم. اگر مرز نداشته باشیم و مرزها را نشناسیم با چه کسی و چگونه می توانیم مبارزه کنیم. درست است که امروز دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست اما دفاع از مرز های هویت ملی چرا.

لزوم نگاه بومی در مسائل

به نظر می رسد در حوزه فرهنگ باید با یک نگاه بومی به مسائل بنگریم و در تخصیص بودجه و منابع به منظور پژوهش فرهنگی هم این نگاه با محوریت مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی حاکم باشد. در سامان دهی پژوهش های فرهنگی نیاز سنجی فرهنگی و تطبیق خروجی دستگاه ها با این نیاز باید مورد توجه باشد و مولفه ها و مقوم های فرهنگ اسلامی و ایرانی هم باید بیشتر مد نظر قرار گیرد.

و در آخر باید گفت که غفلت از فرهنگ٫ غفلت از اهداف٫ آرمان ها و ارزشی است که انقلاب اسلامی بر آن تکوین یافته است. اگر انقلاب اسلامی یک انقلاب سیاسی و اقتصادی نباشد که البته انقلاب در این زمینه ها نیز بوده  است باید گفت که انقلاب  اسلامی ما از افق فرهنگ به وجود آمده است. اگر برش هایی را به فرهنگ٫ جامعه و نظام اجتماعی بزنیم و سهم خاصی برای هر یک از آنها قائل باشم برخی اقتصاد و برخی سیاست را اصل می دانند اما بر اساس نگاه قرآنی مسئله فرهنگ اصل است. دغدغه رهبر معظم انقلاب شاید با این رفع می شود که مسئولان فرهنگی ما حساسیت بایسته داشته باشند و از لیبرالیسم فرهنگی و تساهل و تسامح فرهنگی دوری کنند وگرنه اگر لیبرالیسم فرهنگی یا تساهل و تسامح زنده شود، قطعا رخنه در فرهنگ ما و در نتیجه رخنه در شالوده انقلاب پدید خواهد آمد.

 باید کسانی که در این سال ها عهده دار مسئولیت های فرهنگی بوده اند پاسخ دهند که تا کنون چه کارهایی انجام داده اند. اگر واقعا می خواهیم در راستای منویات رهبری گام برداریم و عمل کنیم شاید لازم باشد مقامات مسئول در این سال ها را پیدا کنیم  و از آنها سوال کنیم چه کرده اید؟!! امروز تمام کم کاری ها در حوزه فرهنگ به دلیل شکاف در عمل و در نظر است. بنا بر این وقتی حرف بزنیم و عمل نکنیم در واقع ارزش ها را به لحاظ گفتاری نشر داده ایم و نشر افکاری که به عمل ختم نشود حقیقتا چه سودی خواهد داشت؟

 

 

فاطمه عاطفی


٢٣:٢٠ - پنج شنبه ١٧ ارديبهشت ١٣٩٤    /    عدد : ٤٣٣٥١٠    /    تعداد نمایش : ١٩٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
4638: بازديد کنندگان اين صفحه
19: بازديدکنندگان امروز
263826: کل بازديدکنندگان
0.49: زمان بارگداری صفحه