خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

ردپای مشترک زبان مادری

بسم الله الرحمن الرحیم


مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از استادان ادبیات فارسی در کشورهای مشترک المنافع در هجدهم بهمن سال 1372 بار فرهنگی زبان فارسی را در فرهنگ و تمدن جهانی در خور توجه دانستند و فرمودند: این بار حقیقی وجود دارد که در میراث های فرهنگی ملت ها آنچه که به زبان فارسی در دسترس انسانها وجود دارد از بسیاری از زبان های دیگر بیشتر است و زبان فارسی رایج حدود هزار و ۲۰۰ سال ذخیره فرهنگی برجسته دارد که می توان از آن برای پیشبرد فرهنگی بشری استفاده کرد و به آن غنا بخشید.

  زبان و ادبیات فارسی در خراسان قدیم یا ایالت خراسان شامل: خراسان امروزی، شهرهایی از افغانستان و ترکمنستان و حتی شهرهایی از ماوراءالنهر بوده است. ادبیات فارسی تاریخی هزار و دویست ساله دارد. شعر و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. زبان فارسی ریشه در ادبیات باستانی ایران دارد که تحت تاثیر متون اوستایی در دوران ساسانی به زبان‌های پارسی میانه و پهلوی اشکانی پدید آمده است. ادبیات فارسی نو نیز پس از اسلام و با الگوبرداری از ادبیات عربی در نظم و ریشه‌های دبیری و نویسندگی دوران ساسانی که ادبیات منثور عربی را ایجاد کرده بود در زمینه نثر متولد شد اما ادبیات شفاهی فارسی نیز به همان سبک باستانی خود ادامه یافت.

ادبیات فارسی چهره‌های بین‌المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. از این میان می‌توان به رودکی، فردوسی، نظامی، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد.

گوته معتقد است ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است. البته باید به این نکته  توجه کرد که شعر شاعران بزرگی چون حافظ ،سعدی و مولانا همه برگرفته از قرآن و نهج البلاغه است و در تمامی مضامین شعری آن ها چیزی مغایر با این دو وجود ندارد.

همراهی با اسلام یا ضدیت با آن

همانطور که می دانید در قبل از اسلام متون شعری در ادبیات فارسی نبوده است و در آن زمان موسیقی رشد بسیاری داشت، البته اشعار کسانی مثل باربد و نکیسا را میتوان جز آثار شعری آن دوره به حساب آورد اما اصل شعر عروضی به وسیله ی اعراب وارد ادب فارسی شد و ورود اعراب آغاز شعر عروضی فارسی محسوب می شود. با ورود اعراب و آمدن اسلام علاوه بر حفظ ارزش های زبان فارسی، ایرانیان به خوبی از زبان عربی که کامل ترین زبان است بهره ی کافی بردند و آثارشان نه تنها مغایر با اسلام و مذهب نبود، بلکه در همه حال پیرو راه اسلام بوده و می باشد.

خانم دکتر شهیندخت صانعی از اساتید زبان و ادبیات فارسی در پاسخ به این سوال که ممکن است چند درصد از محتوای ادبیات فارسی ضد اسلامی باشد، بیان می کند: صفر درصد از محتوای ادبیات فارسی ضد اسلامی می باشد. نظر ایشان در این باره این است که وقتی روی متون قدیم کار می کنیم، متوجه می شویم که آثار بزرگانی همچون حافظ، سعدی و مولانا همه از قرآن و نهج البلاغه تاثیر پذیرفته اند و با بررسی آثارشان با آرایه ی تلمیح مواجه می شویم که از قرآن و... گرفته شده است و اینان که خودشان از حافظان قرآن و نهج البلاغه بودند در اشعارشان از این دو بهره برده اند.

در نظر ایشان، زمینه ی ادبیات ایران از روح اسلام نشات گرفته است و به ما سوای الله می رسد و مجددا از خدا به طبیعت برمی گردد و حتی در دوران معاصر هم میتوان این نظریه را تائید کرد؛ چرا که اگرچه آثار افرادی همچون ایرج میرزا و صادق هدایت در ادب فارسی قرار می گیرند، بیشتر خوانندگان آثار، صرفا به جهت لذت بردن از این آثار آنها را دنبال می کنند و مانند اثر بزرگانی چون جلال آل احمد نیست که بخواهد به عنوان یک راهنما در مسیر رشد ادبیات، خواننده را راهنمایی کند و آثاری همانند کتب آل احمد خواننده را از حاشیه دور و به یک مسیر اصلی هدایت می کند. پس به هیچ عنوان نمی توان محتوای زبان و ادبیات فارسی را ضد اسلام و جدای از دین معرفی کرد.

همچنین خانم دکتر سهیلا صلاحی مقدم استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده ی ادبیات دانشگاه الزهرا(س)در ادامه می افزاید: نمی توان گفت دقیقا چند درصد از محتوای ادبیات فارسی ضداسلامی است، چرا که در طول تاریخ هیچ یک از مطالبی که به زبان فارسی نوشته شده است مغایر با اسلام، دین و مذهب نبوده است.

ایشان معتقد است اگر چه گاهی با آثار افرادی همچون سوزنی سمرقندی که حرف های بسیار زشت در آن دیده می شود مواجه میشویم اما آثار بزرگ ادبیات فارسی چه قدیم و چه جدید هیچ تضادی با اسلام ندارد حتی اگر یک کمونیست هم شعر یا داستان نوشته باشد اگر اثر خوبی باشد از آزادگی و ظلم ستیزی سخن گفته است و نه از مخالفت با اسلام.

برای نمونه، شعر شاعر کمونیستی همچون سیاوش کسرایی که حتی یک شعر او هم ضد قوانین اسلام نیست را میتوان نام برد. بنابراین آثار ادیبان بزرگ چه آن شاعر مسلمان باشد، چه نباشد هیچ ضدیتی با اسلام ندارد و در واقع آثار بزرگ ادبیات بیشتر تائید کننده ی دین مبین اسلام است و شاعرانی همچون فردوسی، مولانا، سعدی و ... همچنین آثار نثر نویسانی همچون عنصر المعالی و آثار سعدی و خاقانی به نثر و ... تائید کننده ی اسلام است و پشتوانه ی این ها  قرآن، احادیث و دین اسلام است و نه چیز دیگری.

ترویج فرهنگ با تطبیق زبان

چندی پیش درفضای مجازی، درباره ی افزایش روابط ایران و کشور های فارسی زبانِ حوزه ی دریای خزر مطلبی منتشر شد که یک جمله آن بسیار جلب نظر می کرد: ((تاجیکستانی ها ایران را برادر بزرگ خود می دانند و برخی از شعرا و عارفان تاجیک می گویند ایران برای آنها بوی مادر هم می دهد مادری که در سالهای سخت تاجیکستان فرزندش را تنها نگذاشت.)) این سوال مطرح است که آیا افزایش روابط میان ما و این کشور ها از لحاظ فرهنگی سودی دارد؟ آیا احیای زبان فارسی بعد از خروج این کشورها از سلطه ی بیگانگان برای آن ها منفعتی به همراه دارد و یا حتما باید برای زبان فارسی سودی داشته باشد؟

دکتر صانعی در این باره معتقد است ادبیات قدیم ما و کشورهای این محدوده بسیار به هم نزدیک است و طبق تاکیدات مقام معظم رهبری که فرمودند: کشور های فارسی زبان به هم نزدیک شوند؛ ما مشترکات فرهنگی بسیاری در ادبیاتمان داریم و در محتوای آثار آنها همچون آثار شعرای ایران، نمونه هایی از قرآن و نهج البلاغه یافت می شود. همانند سبک شعر میر عابد سیدای نسفی تاجیکی که حنبلی مذهب است و او آغاز کلیات آثارش را با مدح امام رضا شروع کرده است، چرا که آن ها هیچ اعتقادی به جدایی شیعه و سنی ندارند، بلکه همه ی این ها به اصالت تاریخ، مذهب و دین بر می گردد و ادبیات این دو کشور ادبیات ناگسستنی است و گره ها و پیوند هایی وجود دارد که ما را از تفکرات استراتژیک فراتر می برد و وارد اخلاق و زندگی انسانی می کند.

 بنابراین آثار آنها برای ما قابل ارزش و متقابلا آثار ما هم برای آنها ارزش دارد و تعداد بسیار زیادی از دانشجویان ایران در تاجیکستان درس خوانده و برای آنها  تولید علم کرده اند. ادبیات برای آنها بسیار مهم است و اکثر مردم تاجیکستان دیوان به دیوان شعر گفتند؛ علاقه ی بسیاری به ادبیات نشان می دهند و از ادبیات در جهت رشد اخلاق استفاده می کنند؛ آن ها وقتی می خواهند پند اخلاقی بدهند بلافاصله از یک بیت ادبی استفاده می کنند، اما در ایران به جز مقام معظم رهبری و تعدادی از بزرگان، کمتر فردی به جایگاه ویژه ی ادبیات اهمیت می دهد، در صورتیکه میتوان مسائل اخلاقی را با ادبیات دنبال کرد و این زمینه ای بسیار خوب برای تبیین مفاهیم آیات قران کریم می باشد.

ایشان ادامه می دهد یکی از مسائلی که در ادبیات تاجیک بسیار زیاد به چشم می آید، نرفتن زیر سلطه ی ظلم و استبداد است، اما چون این مردم تحت سیطره ی دولت های  فئودالیته و کمونیست بوده اند ادبیاتشان، اغلب ادبیاتِ کمونیستی است، با این حال آن هم ضد خدا و ضد مذهب نیست، بلکه تا جایی که من مطلع هستم ادبیات آزادی طلب، رشد دهنده ی کارگر، پیشه ور و دارای دید مردمی است، بیشتر توجه به ضعفا و مستضعفین دارد، منتها چون سیدای نسفی خودش روحانی بوده است و دیدی هم نسبت به ضعفا دارد، آثارش با اسم خدا و پیغمبر همراه است و علتش این است که خودش طرفدار فرقه ی نسفیه بوده و تفکرات دراویشی و صوفیگری دارد و به گونه ای طعنه به شعر ایران می زند.

اکثر شعرای ایران متعلق به خراسان قدیم هستند و تنها دلیلش هم گسترش سرزمین های ایران بوده است؛ شعرایی مانند جامی و ناصرخسرو را که در این کشور ها هستند، نمی توانیم غیر ایرانی  بنامیم بلکه هویت اصلی آن ها ایرانی می باشد و فقط آلان مقبره شان در کشورهای خراسان قدیم است.

به گفته ی دکتر صانعی مهاجرت دانشجویان ایرانی به این کشور ها اگر به هدف نشر اسلام در ادبیات باشد موفق تر است، همچنین می توان ادبیات قرآنی را همراه با ادبیات فارسی نشر داد.

دکتر صلاحی مقدم در مورد افزایش روابط با این کشور ها می گوید:

 ما  منطقه ی وسیعی هستیم که زبان مشترکمان فارسی است، بنابراین باید شعر و مضامین شعری کشورهای حاشیه ی دریای خزر را به خوبی بفهمیم، واژه هایی که استفاه می کنند را درک کنیم و حتی در مورد واژه هایی که به کار می برند، حتی اگر این کلمات در ایران رایج  نباشد یا به ندرت مورد استفاده قرار بگیرد و یا واژه ی مربوط به زبان پهلوی باشد، فرهنگ لغات بنویسیم.

ما باید با کشور های فارسی زبان مانند تاجیکستان و افغانستان ارتباط داشته باشیم، ادبیاتشان را درک کنیم، آثار ادبی کشوری همانندِ افغانستان در مورد ادبیات جنگ و ادبیات پایداری که نوشته شده اند را مطالعه نماییم، اشعار بسیار زیبایی در این باره سروده شده است و همچنین در کشور تاجیکستان اشعار عاشقانه و اجتماعی فوق العاده ای سروده می شود. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که در تاجیکستان زنان شاعر بسیار قوی ای در حوزه ی شعر فعالیت می کنند که ما باید آن ها را بشناسیم، چرا که ایران ام القرای کشور های فارسی زبان می باشد، بنابراین ما باید به خوبی از این فرصت های پیش رویمان برای زنده کردن زبان فارسی استفاده کنیم.

همچنین آقای دکتر علامی دانشیار دانشگاه در این باره توضیح می دهد: همان طوری که می دانید کشور ما مثل هر کشور دیگر با کشور های همسایه، از جمله با کشورهایی که نام برده شد، مرز های جغرافیایی مشخصی دارد. اما مرز های فرهنگی ما، به لحاظ برخوداری از یک پیشینه و پشتوانه عظیم و درخشان از نظر فرهنگ و تمدن و تاریخ کهن سالش، به مراتب فراتر از مرزهای جغرافیائی است. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، یک فرصت تاریخی و بسیار مغتنمی پیش آمد تا بتوانیم با کشور های تازه استقلال یافته از شوروی سابق، پیوند های تاریخی و فرهنگی خودمان را احیا و تقویت کنیم. کوشش هایی نیز در این راستا صورت گرفته و می گیرد، اما به هیچ وجه کافی نبوده و نیست، از طرف دیگر در مورد کارهای انجام شده نیاز مبرم به آسیب شناسی داریم تا نقاظ ضعف خود را بشناسیم و برطرف کنیم، چون ما با برخی از این کشورها یک میراث مشترک فرهنگی و زبانی داریم، متاسفانه زبان رسمی و ملی  برخی از این کشورها به خاطر اینکه سالها زیر سلطه بودند، بشدت با لغات روسی در آمیخته و خطشان نیز از فارسی به سرلیک تغییر یافته. یعنی کلمات فارسی را به جای اینکه با الفبای فارسی بنویسند، با الفبای سرلیک می نویسند و بین زبان و خط نوشتاری آنان جدائی و فاصله افتاده است. با اینکه تاجیکستان اکنون یک کشور مستقل است، هنوز هم از همان خط در نوشتار استفاده می کند. بنابراین برای بررسی و شناخت مشترکات فرهنگی و زبانی ما با این کشورها و تقویت پایه های آن، سیاست گذاری دقیق لازم است.

ایشان در ادامه می گوید: بنیاد های فرهنگی و زبانی مشترک باید تاسیس شود و مبادله استاد و دانشجو صورت گیرد و برنامه ریزی دقیق کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت باید در این باره به اجرا در بیاید. راه های گسترش زبان فارسی در این کشورها باید مطالعه شود، در تدوین کتاب های درسی باید کمکشان کنیم تا با تاریخ، زبان و فرهنگ اصیل و کهن خودشان آشنا بشوند و هویت متلاشی خود را باز یابند. در افغانستان تلاش زیادی شده و می شود  تا  زبان پشتو جایگزین فارسی شود. ضرورت دارد ایران در این حوزه ها سرمایه گذاری کند. کتاب ها و نشریات  فارسی را ارزان قیمت به دست علاقه مندان در این کشور ها برساند. این سرمایه گذاری ها بازده فرهنگی و معنوی زیادی به دنبال خواهد داشت.

مقابله با هجوم کلمات بیگانه یا گستردگی زبان   

طبق نظر دکتر علامی، زبان فارسی در شمار زبان های پرتحرک دنیا بوده و با توجه به اسناد، مدارک و شواهد موجود به بسیاری از نقاط  دوردست دنیا سفر کرده و وارد زبان مردم سرزمین های دور و نزدیک شده بود، تا جایی که یکی از جهانگردان قدیمی در سفرنامه خود می نویسد وقتی به چین سفر کرد، ملاحان چینی در قایق هایشان به دو زبان فارسی و چینی برای ما آواز و سرود می خواندند. یعنی زبان فارسی آن قدر توانایی داشته که تا چین هم گسترش یافته بود. مزیت دیگر زبان فارسی این بوده است که در دنیای اسلام پس از زبان عربی، که زبان قران کریم و زبان وحی الهی است، در درجه دوم از اهمیت بوده و پیوند استواری میان زبان فارسی و عربی از یکسو و میان زبان فارسی و دین مبین اسلام از سوی دیگر وجود داشته است، به طوری که اسلام به برخی از سرزمین ها از راه زبان فارسی وارد شده است. بالیدن به آن پیشینه ی و پشتوانه ی قوی و قدیمی امروزه کافی نیست. نظریه ی زبان شناسان درباره ی ظرفیت زبانی بسیار خوب است اما کافی نیست، مهم این است که از این ظرفیت چقدر استفاده می کنیم، چقدر از حریم آن پاسداری می کنیم و به گسترش و توسعه آن کمک می نمائیم.

ایشان در ادامه می گوید مقام معظم رهبری بارها و بارها درباره ی تقویت زبان فارسی تاکید داشته اند، این تاکیدات را رسانه ها و مراکزی که مسئولیت مستقیم در این حوزه دارند باید دستور العمل خود قرار بدهند. مثلا صدا و سیما به عنوان یک رسانه ی ملی در تحقق تاکیدات معظمٌ له چه برنامه هایی دارد و تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟ برخی از مجریان  صدا و سیما که آشنایی کافی با حوزه مسولیت، رسالت و وظیفه خود ندارند، با زبان فارسی رفتار مسولانه ندارند، به نظر می رسد آن ها با شرح وظایف این رسانه ملی، که پاسداری از زبان فارسی یکی از مهمترین آنهاست، یا نا آشنا و یا بی توجه اند. در نتیجه ناخواسته زبان بیگانه ترویج می یابد در حالی که چنانکه گفتیم یکی از وظایف عمده ی رسانه ی ملی، پاسداری و ترویج زبان فارسی است. با توجه به آنکه امروزه بیش از پیش  شاهد گسترش تهاجم و شبیخون فرهنگی هستیم، نیاز به برنامه ریزی دقیق تر، بهتر وکار آمد تر و مجریانی داریم که رفتار مسئولانه تری دارند و با شرح وظایف خود بخوبی آشنا هستند.

 از طرف دیگر نیاز به تقویت فرهنگستان زبان فارسی بسیار محسوس است تا در مقابل هجوم سیل آسای لغات بیگانه تدابیر لازم و بموقع را بیندیشد و پیش از اینکه دیر شده باشد به ساختن معادل های فارسی لغات بیگانه اقدام بکند. باید دربرخورد با لغات بیگانه دقت و احتیاط لازم را داشته باشیم و جای استفاده از آن را بدانیم، نباید برخوردمان انفعالی باشد و بایستی برخورد درست و کارساز داشته باشیم.

 کار فرهنگستان بسیار مهم، دقیق و پرظرافت است، پس از اینکه با رعایت تناسب، رسائی، گوش نوازی، کوتاهی و معناداری معادل واژه ای ساخته می شود، باید به سرعت در جامعه منتشر شود، جا بیفتد و ملکه ذهن مردم شود، اما ابزار انتشار در دست فرهنگستان نیست، این امر کار نهاد ها و موسسات دیگر است. باید از طریق مدارس،دانشگاها و در راس همه از طریق برنامه های صدا و سیما انتشار یابد و فراگیر شود.

دکتر صلاحی مقدم در تکمیل این صحبت ها تشریح می کند: ما باید در گسترش و محافظت از زبان فارسی بکوشیم و بتوانیم از قابلیت های آن به خوبی استفاده کنیم که اکنون فرهنگستان ادب این کار را به خوبی برعهده گرفته است و باید کوشا تر باشد، همچنین با واژه سازی و برگرداندن اصطلاحات علمی از زبان انگلیسی به زبان فارسی تا جایی که امکان دارد در این زمینه پیشرو باشد.

در عین حال در زمینه ی واژه سازی برای تکنولوژی های جدید، علوم غیر ادبی و ادبی از فیزیک و شیمی گرفته تا مهندسی و حتی علوم ادبی، زبان شناسی و جامعه شناسی و...  پیشرفت کند.

در این باره نظر متفاوت دکتر صانعی که ما را بر سر دوراهی قرار میدهد، جلب نظر می کند: وقتی که ما به کلمات بیگانه از زبان های دیگر بر می خوریم، متوجه می شویم که این ها چقدر زیبا در زبان فارسی قرار گرفته اند، در میان کلمات فارسی مضمون آفرینی می کنند و به وسیله ی این کلمات در حقیقت به غنای فرهنگی ادبیات ایران، بیشتر پی می بریم که بسیار زیبا کلمات دخیل خارجی را داخل خودش هضم می کند و این کلمات گاهی غیر قابل تفکیک از جملات فارسی هستند.

بنابر فرموده ی مقام معظم رهبری، زبان فارسی غنی است و از ظرفیت بالایی برخوردار می باشد. چون به راحتی کلمات بیگانه را می پذیرد البته نه آن که آن ها را رها کند نه بلکه از همان ها هم به گونه ی دیگر استفاده می کند. البته باید گفت برخی کلمات جدیدی که فرهنگستان جایگزین می کند، خیلی نامانوس است و زبان ما به راحتی برخی کلمات بیگانه را پذیرفته است، توانایی بالایی در پذیرفتن آنها دارد و احتیاجی به جایگزین ندارد، این یکی از خاصیت های زبان فارسی به شمار می رود.

براساس نظریات تعدادی از زبان شناسان، زبان فارسی از ظرفیت های فوق العاده ای برخودار است، چنانچه ادبیات فارسی یکی از غنی ترین زبان هاست و ردپای آن را می توان در تمدن های قدیم جستجو کرد. با توجه به این ظرفیت ها، زبان مادری قابلیت ترویج و گسترش هرچه بیشتر در کشورهای منطقه و به ویژه همزبان را داراست، در عین حال که نباید پاسداری از آن را در داخل مرزها و میان هم وطنان خود فراموش کرد؛ همان تذکر و احساس خطری که مقام معظم رهبری بارها آن را بیان و بر لزوم توجه به آن تاکید کرده اند.

فاطمه پیران

کارشناسی ادبیات فارسی

 

 


٢٣:١١ - شنبه ١٩ ارديبهشت ١٣٩٤    /    عدد : ٤٣٣٨٥٩    /    تعداد نمایش : ٢٩٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
4637: بازديد کنندگان اين صفحه
18: بازديدکنندگان امروز
263825: کل بازديدکنندگان
0.51: زمان بارگداری صفحه