خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

ناصر الدین شاه و عزاداری سالار شهیدان

مکتب حسین علیه السلام شاه و گدا نمی شناسد!

بسم الله الرحمن الرحیم

سروناز حر

قرن ها پیش در صحرایی به نام کربلا حادثه ای رخ داد که تا سال های سال و قرن ها و تا همین امروز گویی غمش هر روز زنده و زنده تر می شود و انگار تمامی ندارد. تاثیر شهادت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام آن قدر بود که همه مسلمانان در هر نقطه ای از جهان و حتی غیر مسلمانان را هم درگیر خود می کند.

در طول تاریخ چهره های ادبیات فارسی و زبان مادری ما منبعث از این حادثه، آثار بسیاری به جا گذاشته و شاعران و ادیبان مختلفی در غم این فراق و شهادت سروده و نوشته اند.

جالب است بدانید ناصرالدین شاه قاجار که به شاه شاعر معروف است نیز در میان شعرایی است که هم دیوان شعر دارد و هم اشعار بسیاری برای اباعبدلله الحسن علیه السلام و اهل بیت ایشان سروده است.

او با وجود تمام خصائل خود که در تاریخ معروف است. عاشق امام حسین بود و در محرم کلاه خود را کج گذاشته و سبیل خود را به سمت پایین میداد. مکتب حسینی بر تمام دل ها اثر می گذارد و این نمونه گواه دیگری از این ماجراست:

یکی از اشعار او:

 

 

خرم دلی که منبع انهار کوثر است

کوثر کجا ز دیدۀ  پراشک بهتر است

 

نام حسین و کرببلا هر دو دلرباست

نام علی اکبر از آن دلرباتر است

 

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید

دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

 

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت

شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

 

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت

پائین پای قبر حسین، قبر اکبر است

 

پائین پای قبر علی اکبر جوان

هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

 

برسمت راست مرقد، یک پیر جلوه کرد

در گوشه رواق که نزدیکی در است

 

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست؟

گفتا حبیب نور دو چشم مظاهر است

 

در جنب نهرعلقمه دیدم یکی شهید

گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

 

گفتا خموش دار که عباس نامدار

منظور او ادب به جناب برادر است

 

رفتم به خیمه گاه و شنیدم به گوش دل

آنجا فغان زینب و کلثوم اطهر است

 

رفتم به سوی خیمۀ بیمار کربلا

دیدم که با دوصد غم و محنت برابر است

 

وارد شدم به حجلۀ داماد کربلا

دیدم عروس قاسم دستش ز خون تر است

 

رفتم ز کربلا به سر تربت علی

دیدم که بارگاه علی عرش اکبر است

 

وارد شدم به صحن و سرایش به صد امید

دیدم که چلچراغ علی سرو کوثر است

 

برگشتم از رواق شدم وارد حرم

دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر است

 

پر نور چشم نوح نبی از علی بود

این نکته هم ز کاتب از خاک کمتر است

 

شاها تویی که ناصردین باد چاکرت

منظور او به اذن جناب مطهر است

 

ناصر چو بر نجف برسید و به گریه گفت

هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است

 

منبع: دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار.به کوشش جواد معصومی. قم: تهذیب.۱۳۸۳.

 

شعر ناصرالدین شاه قاجار دربارۀ عاشورا :

خنجر شمر به خون شه خوبان تشنه

حنجر شه بدم خنجر بُرّان تشنه

 

من چو خضرم و فُراتست اگر آب حیات

خضر کی مانده به سرچشمۀ حیوان تشنه؟

 

آه از آن لحظه که اصغر به سر دوش پدر

داد حنجر به دَمِ غنچهِ پیکان، تشنه!

 

کودکانم که همه شهد و شکر می‌خوردند

حال، طوطی صفت، اندر شکرستان، تشنه

 

گفت شاه شهدا با پسر سعد لعین:

آب در کوزه روا داری و مهمان تشنه؟

 

مهر زهرا بود این آب و همه اولادش

کشته گشتند و فتادند به میدان تشنه

 

دیو و دَد جمله از این آب همه سیرابند

کس ندیده است لب آب، سلیمان تشنه

 

گبر و ترسا و نَصارٰی همه زین آب خورند

به لب نهر، جگر گوشۀ عمران تشنه

 

اکبرم کشته شد از تیغ شما در میدان

رفت در خلد برین شاه جوانان تشنه

 

دست‌ها از تن عباس فکندند به خاک

کس ندیده است که سقا سپرد جان تشنه

 

ناصر ار آب خوری یاد کن از شاه شهید

زانکه شد کشته شهنشاهِ شهیدان، تشنه

شاعر: ناصرالدین شاه قاجار

 

 


١٤:٢٠ - سه شنبه ٣ آذر ١٣٩٤    /    عدد : ٤٦٨١٣٥    /    تعداد نمایش : ١٢٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
4405: بازديد کنندگان اين صفحه
16: بازديدکنندگان امروز
262140: کل بازديدکنندگان
0.56: زمان بارگداری صفحه