خانه سجلدی با ما باش
 


  چاپ        ارسال به دوست

یک لقمه فرهنگ غربی

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از استراتژیست های بزرگ غرب، با قدرت فرهنگی و مذهبی خاصی  روبرو شدند. این انقلاب که با رهبری یک روحانی مسلمان، شکل گرفته بود به هیچ وجه شبیه انقلاب های دیگری که اغلب پس از مدت کوتاهی محکوم به شکست میشدند نبود. بنابراین از سال ها پیش استراتژیست ها راه دیگری را برای مقابله پیش گرفتند کردند که در قالب تهاجم فرهنگی جلوه کرد و در میان روش های مختلف آن، تهاجم رسانه ای تاثیر بسزاتری به جای گذاشت.

به این ترتیب در سالهای اخیر به یکباره شاهد راه اندازی تعداد زیادی شبکه رادیویی و تلویزیونی فارسی زبان، سایت ها و شبکه های اجتماعی گوناگون شدیم. این مسأله چنان برایشان حیاتی بود که در میان حیرت همگان، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه ای با شبکه بی بی سی به صراحت راه دگرگونی جامعه ایرانی را رسانه های ساخته آنان عنوان کرد.

یکی از مهم ترین این رسانه ها که نقش بسیار مهمی در تغییر ذائقه جوانان یک جامعه دارد، شبکه های تلویزیونی است. اگر به اطرافمان دقت بیشتری بکنیم تأثیر آنها را در مدل مو، آرایش، لباس و حتی رفتار دختران و پسران جامعه میبینیم. کافی است یک هنر پیشه و یا مجری معروف، لباسی غیر معمول یا آرایشی خاص را در فیلم و برنامه ای تلویزیونی، داشته باشد؛ چیزی نمیگذرد که همان پیراهن و یا آرایش خاص را در جامعه ای با فرهنگی متفاوت از آن کشوری که آن فیلم و یا برنامه تلویزیونی در آن پخش میشود میبینیم.

تغییر هویت

شبکه های فارسی زبان ماهواره بلاخص میکوشند تا فرهنگ و اعتقادات جوانان ایرانی را به نفع اهداف خود تغییر دهند. یکی از دلایل کشش جوانان به سمت شبکه های ماهواره ای این است که جوانان و نوجوانان تنوع طلب هستند و این شبکه ها نیز دائماً گزینه های مختلف و متنوع را در اختیار آنان قرار میدهند. بنابراین تعجبی ندارد که به طور دائمی با محرک های جدید و انواع مختلف رفتار آشنا شوند.

بر اثر همین، چنین فضایی هویت نا مشخص و متغیری را برایشان می آفریند. جوانان بخصوص در سن بلوغ که مرحله شکل گیری هویت را پشت سر میگذارند و همواره به دنبال کشف ارزش ها و درونی کردن آنها در خود میباشند؛ وقتی که با حجم گسترده شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و ... آشنا میشوند و در معرض برنامه های غیر اخلاقی و غیر ارزشی قرار میگیرند، ناچارند هویت خود را در این هیاهوی فرهنگی جستجو کنند.

در سالهای اخیر رسانه ملی سعی در ساختن برنامه هایی برای مقابله با این گونه حملات فرهنگی داشته است، که

برای نمونه میتوان به تاسیس شبکه های قرآن و معارف، افق و تولید برنامه هایی مانند سمت خدا ، راز، طرحی برای فردا و ساختن مستند هایی با موضوع جنگ نرم و... اشاره کرد.

اما متأسفانه میزان تلاشی که مسئولان فرهنگی کشور برای ارتقای فرهنگ مردم انجام میدهند، در مقابل تلاش 

هایی که غرب به طور شبانه روز برای ضربه زدن به فرهنگ اسلامی و ایرانی این مردم انجام میدهد کافی نیست.

باید به این نکته نیز توجه شود که تأثیر سریال ها و فیلم های سینمایی به مراتب بیشتر از مستند، سخنرانی و...

است. که در این زمینه مسئولین صدا و سیما کمتر توجه میکنند.

چه بسا بهتر باشد که به جای ساختن چند سریال ضعیف در یک سال، بودجه این سریال ها را برای ساختن یک

اتاق فکر قوی، متشکل از نخبگان فرهنگی جامعه، صرف کرد تا بتوان سریال ها و برنامه هایی درخور شأن مردم

ایران تولید کرد.

طراحی راهکار های از پیش تعیین شده یا پیش تولید خوب

یک برنامه تلویزیونی، فیلم سینمایی، یا سریالی خوب و تأثیرگذار، برنامه ای است که پیش تولید خوب و فکر شده

ای داشته باشد یا به عبارتی در پشت صحنه، یک اتاق فکر قوی و تحصیل کرده حضور پیدا کنند. قبل از تولید

یک برنامه باید اهداف آن برنامه توسط کارشناسان مجرب، شناسایی و راهکارهای رسیدن به آنها بررسی شود و

آن راهکارها در تولید برنامه به کار گرفته شوند.

رسانه حرفه ای، جامعه مخاطبش را خوب میشناسد و براساس نیازهای مخاطب در زمان پخش، سیاست های

خود را اعمال میکند. در رسانه های منتسب به یهود، این کار بسیار حساب شده انجام میشود. به طور مثال قبل از

تولید برنامه ای که برای هدف قرار دادن حجاب دختران ایرانی ساخته میشود ، تاریخچه حجاب در ایران و اسلام

و روحیات دختران ایرانی را به طور دقیق بررسی میکنند و در مرحله بعد به دنبال روش هایی برای ضربه زدن و از

بین بردن این مفهوم در بین مردم جامعه ایرانی میگردند و بعد از طی کردن این مراحل به ساختن آن برنامه

مشغول میشوند.

از این رو باید توجه داشته باشیم که علیرغم کمبود بودجه برای ساختن یک فیلم سینمایی خوب و ارزشی، حق

نداریم سریالی ضد ارزش های اسلام و انقلاب تولید کنیم.

کپی برداری یا خلاقیت

کپی برداری از شبکه های ماهواره ای غربی را نمیتوان از بنیان غلط پنداشت، زیرا به هرحال آنها در جذب و تأثیر

گذاری بر مخاطب،  قدم های فراوانی از رسانه های داخلی جلو هستند. اما اهدافشان غلط است و محتوای برنامه

های تولیدی ارائه شده شان غیر دینی و غیر اخلاقی است. یک رسانه داخلی میتواند از روشهای جذب مخاطب و

تأثیر گذاری آنان الگو بگیرد، اما با آن روشها مفاهیم اسلامی و اخلاقی را به مخاطبانش انتقال دهد.

همان گونه که پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد (ص) میفرماید: "اگر گوهری را از دهان سگی بگیریم

اشکالی بر ما مترتب نخواهد بود" حال چه رسد به اینکه ما با تحلیل کار ضد فرهنگی دشمنان دین و مملکتمان،

بتوانیم کار فرهنگی را از آنان یاد بگیریم، مانند لقمان که ادب را از بی ادبان آموخت.

ولی در این راستا باید توجه داشته باشیم، کاری که میکنیم تبدیل به یک کپی برداری ناشیانه از برنامه های

جبهه ی مقابل نباشد. زیرا این کار نه تنها تأثیری که ما میخواهیم را نمیگذارد، بلکه باعث بی اعتمادی مردم و

آسیب رسانی به جذب مخاطبان هم می شود.

تأثیر رسانه ها بر ناخودآگاه مخاطب

خانواده ایرانی به دلیل فرهنگ خاصی که دارد، زمان زیادی را در خانه میگذراند و بویژه زنان خانه دار که خیل

عظیمی از جامعه را تشکیل میدهند و مسئولیت تربیت نسل بعد را هم بر عهده دارند، اوقات بیشتری را در خانه

به سر میبرند و زمان در خانه بودن خود را با تلویزیون و گاه ماهواره سپری میکنند. پس تولید خوراک فرهنگی

مناسب برای آنان امری بسیار لازم و ضروری است. به همین علت تإثیری که رسانه تصویری بر روی ناخودآگاه

افراد دارد، بسیار بیشتر از تأثیری است که بر روی خودآگاه افراد میگذارد.

به طوری که با یک بار دیدن، تصویر در ضمیر پنهان ما ضبط و به تصویر ذهنی ما تبدیل میشود و با تکرار آن

تصویر، تصویر ذهنی ما پررنگ تر و قوی تر خواهد شد تا به آنجا که دیگر در ذهن، همچون موجودی زنده میماند؛

به همین دلیل هم هست که مخاطبان فیلم ها و سریال های خاص، به صورت ناخودآگاه از نحوه گویش، پوشش و

رفتار هنرپیشه های آن فیلم ها و سریال ها الگوبرداری میکنند.

تأثیر رسانه بویژه در کودکان بسیار بیشتر میباشد زیرا کودکان قادر به تشخیص مرز بین تخیل و واقعیت نیستند

و همه چیز را واقعی میپندارند. کودکان با قهرمانان کارتونی، فیلم های سینمایی و... زندگی میکنند و در بازی

هایشان از اسامی آن ها استفاده میکنند و از رفتار آنان تقلید میکنند. به همین دلیل نیز سیاستمداران غربی بویژه

یهودی، برای ساختن کشوری که مردمش همسو با اهداف آنها حرکت کنند، مبالغ هنگفتی را برای ساختن برنامه

های ویژه کودکان میپردازند.هر ساله انیمیشن ها و بازی های رایانه ای و حتی تبلیغات فراوانی را برای رسیدن به

اهداف سرمایه داری خود تولید میکنند. تولیداتی که از چنان جذابیتی برخوردارند که در سرتاسر دنیا کودکان

بسیاری را به خود جذب میکنند. در گذشته کودکان ما در فرآیند رشد، تنها از پدر و مادر و اطرافیان و در برخی

موارد از دوستانشان الگو میگرفتند، اما حالا با وجود انیمیشن ها و تبلیغات خوش رنگ و لعاب و جذاب، الگوهای

زیادی را پیش روی خود میبینند؛ آن هم الگویی که دشمنانش بر ضد فرهنگ و دین او نمایش میدهند.

شاید بزرگترین عامل غفلت والدین از تربیت فرزندانشان، غرق شدن آنها در کارها و فعالیت های اجتماعیشان

باشد؛ که یا به این فعالیت ها علاقمند هستند و یا برای رسیدن به زندگی مصرف گرایانه ای که شبکه های

ماهواره ای برایش الگو سازی کرده اند، مجبور به انجام آنها هستند. پس برای اینکه راحت تر به فعالیت های خود

بپردازند، ماهواره، تلویزیون و بازی های رایانه ای را جایگزین خود میکنند و ساعت ها کودکشان پای این گونه

وسایل، تنها رها می شود. این مسأله باعث از بین رفتن تربیت اسلامی و بومی و جایگزین شدن تربیت غربی

میشود.

احیای رسانه های سنتی

در گذشته که رسانه های تصویری وجود نداشت، جوانان اغلب مفاهیم فرهنگی و دینی را در مساجد و پای منبرها

آموزش می دیدند. با ورود رادیو و تلویزیون این فرهنگ دینی، کمرنگ شد و افراد کمتری از این رسانه استفاده

کردند. اما خوشبختانه به دلیل محبت مردم ما به اهل بیت(ع)، این رسانه در کشور ما هرگز از بین نخواهد رفت.

یکی از وظایف رسانه های تصویری ملی، آشنا کردن جوانان با هیئت و مسجد و احیای اصل نماز جماعت است.

مقام معظم رهبری (مدظله) هیئت را رسانه ای فراگیر و اثر گذار میدانند.

ایشان میفرمایند "در مبارزه با دشمن از همه وسایل مثل اینترنت و رسانه های دیگر میتوان استفاده کرد، اما راه

منحصر به فرد همین منبر ها و مجالس روضه خوانی است"

حال باید دید چگونه میشود این رسانه تأثیر گذار را در بین جوانان جذاب جلوه داد. منبر و هیئت وقتی رسانه

منحصر به فرد هستند که محتوایشان قوی و شرعی باشد. مداحان و اهل منبر نباید به شایعات بپردازند و به آنها

دامن بزنند. به این نکته نیز باید توجه شود که اهل منبر باید با علم روز آشنایی داشته باشند و از فن بیان خوبی

برخوردار باشند که بتوانند جوانان را به هیئت ها و مساجد جذب کنند تا انتقال مفاهیم ارزشی و دینی بهتر انجام

گیرد.   

نقش خبرگزاری ها در انتقال فرهنگ

دشمنان اسلام و ایران با کمک رسانه ها، با طرح هایی چون اسلام هراسی و ایران هراسی، با دروغ های رسانه ای

فراوان، برای چند دهه، اسلام و ایرانی جعلی و طرفدار خشونت و تروریسم را تصویر کردند. یکی از مهم ترین این

رسانه ها خبر گزاری ها هستند، زیرا نقش اساسی و مهمی در تأثیر گزاری بر افکار عمومی دارند. به طور مثال، دو

خبر گزاری مختلف و با اهداف متفاوت میتوانند یک خبر واحد را به دو روش به مردم عرضه کنند که گویی دو

خبر متفاوت را مخابره کرده اند.

سیاست مداران برای رسیدن به اهداف خود نیازمند جلب افکار عمومی هستند و در اکثر موارد این کار را توسط

خبرگذاری هایی که تحت نفوذ آنها به فعالیت میپردازند، انجام میدهند. کشورهای سرمایه دار غربی، در هر

بحرانی که در منطقه خاورمیانه به ویژه کشورهای مسلمان، رخ میدهد، تلاش میکنند با استفاده از خبرگزاری

های خود سوار بر این بحران شوند، تا از طریق مخدوش کردن حقایق به منافع شخصی خود در مسیر تحقق طرح

هایشان برسند. خبرگزاری های غربی و عربی خبرهای دنیا را به نفع خودشان تغییر داده و بیشتر اخباری که

مخابره میکنند کذب است. البته در بین این اخبار، گزارشات درست هم انتشار داده میشود، اما اگر کمی تأمل

کنیم می بینیم که این خبرها ارزش خبری زیادی ندارند و فقط برای جلب اطمینان مخاطبانشان انتشار داده

میشود.

ظرفیت های فراموش شده

به هرحال جامعه بدون رسانه، جامعه ای ایزوله محسوب میشود که اعضای این جامعه انسان های بسته ای هستند

و به طور حتم در دنیای امروز جایگاهی ندارند. انسان امروز امکان دستیابی به اطلاعات و رسانه های بین المللی را

دارد، پس چه بهتر که از میان هزاران شبکه، شبکه هم زبان و همگام با فرهنگ خودش را پسندیده و اطلاعات

مورد نیاز خود را از آن شبکه دریافت کند.

چرا اجازه دهیم تغذیه روح و روان نسل جوان آینده ما به دست دیگری باشد. برای جلب رضایت مردم ایران مطلقأ

نیازی به زیر پا گذاشتن اصول و عقایدمان نداریم، بلکه تنها لازم است به تقویت تکنیک و محتوای برنامه ها

بپردازیم. اگر بتوانیم با به کار گرفتن استعداد نیروهای نخبه جوان، از امکانات محدودی که داریم به نحو احسن و

بجا استفاده کنیم خواهیم توانست مخاطب را دوباره با رسانه ملی آشتی دهیم.

ما به اندازه کافی قهرمان و پهلوان دینی و ملی داریم و اگر از این ظرفیت، بجا و درست استفاده کنیم، می توان

در جوانان و نوجوانان ایرانی روحیه ی پهلوانی را تقویت کنیم.    

 

شهلا خزایی

 

 

 


١٢:٠٥ - سه شنبه ٢١ بهمن ١٣٩٣    /    عدد : ٤١٨٨٩٦    /    تعداد نمایش : ٣١٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




: بازديدکنندگان آنلاين
755: بازديد کنندگان اين صفحه
83: بازديدکنندگان امروز
263890: کل بازديدکنندگان
0.38: زمان بارگداری صفحه